قهوه با آب آبگرمکن
امروز تا رسیدم اروین برام قهوه درست کرد اورد منم انقدر خسته بودم اصلا حرفی نزدم یه کم خوردم گفتم چقدر سرده گفت اخه با اب ابگرمکن درست کردم گفت اب ابگرمکن یه جوری شدم🥴 اما به روم نیاوردم گفتم طفلک خواسته خوش خدمتی کنه گناه داره بزنم تو ذوقش بعد یهو یادم افتاد اروین قدش به شیر اَشپزخونه نمیرسه😯😯 گفتم مگه صد دفعه نگفتم چهارپایه نذار زیر پات یه وقت می افتی گفت نذاشتم خیالت راحت گفتم خوب پس چه جوری اب برداشتی گفت از تو دستشویی🤮🤮🤮🤮🤢🤢 یهو قهوه پرید تو گلوم داشتم خفه میشدم الان دو ساعت یادم می افته حالم بد میشه🍵
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



قهوه با آب آبگرمکن
